کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۲ - حیف است کشد سعی دگر باده کشان را...

1

حیف است کشد سعی دگر باده کشان را

یاران به خط جام ببندید میان را

2

ما صافدلان سرشکن طبع درشتیم

بر سنگ ترحم نبود شیشه گران را

3

حسرت همه دم صید خم قامت پیری ست

گل در بر خمیازه بود شاخ کمان را

4

غفلت ز سرم باز نگردید چوگوهر

با دیده گره ساخته ام خواب گران را

5

عالم همه یار است تو محجوب خیالی

بند از مژه بردار یقین سازگمان را

6

آسوده روان جاده تشویش ندارند

منزل طلبی ترک مکن ضبط عنان را

7

ما و سحر از یک جگر چاک دمیدیم

آهی نکشیدیم که نگرفت جهان را

8

دیدار پرستیم مپرس از رم و آرام

پرواز نگاه است تحیر قفسان را

9

دل جمع کن ازکشمکش دهر برون آ

کاین بحر در آغوش گهر ریخت کران را

10

گردون همه پرواز و زمین جمله غبار است

منزل بنمایید اقامت طلبان را

11

سرمایه چو صبح از دو نفس بیش ندارید

بیهوده براین جنس مچینید دکان را

12

بیدل ز نفسها روش عمر عیان است

نقش قدم از موج بود آب روان را

متن شعر کپی شد.