کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۹ - پیش توانگرمنشان ، پهلوی لاغر مگشا...

1

پیش توانگرمنشان ، پهلوی لاغر مگشا

دست به هر دست مده ، چشم به هردرمگشا

2

تا زیقینت به گمان ، چشم نپوشند خسان

بند نقاب سحرت در صف شبپر مگشا

3

همت تمکین نظرت نیست کم ازموج گهر

جیب حیا تا ندری خاک شووپرمگشا

4

تا نفتد شمع صفت آتش غارت به سرت

در بر محفل ز میانت کمر زر مگشا

5

آب رخ کس نرود جز به تقاضای هوس

شیشه تهی گیر ز می یا لب ساغر مگشا

6

گر به خود افتد نگهت ، پشم نداردکلهت

ننگ کلی تا نکشی در همه جا سرمگشا

7

لب به هم آر از من وما، وعظ و بیان پرمسرا

پشت ورخ این دو ورق ته کن و دفتر مگشا

8

ماتم هم در نظر است انجمن عبرت ما

چشمی اگر بازکنی بی مژه تر مگشا

9

ای نفست صبح ازل تا ابدت چیست جدل

یک سرت ز رشته بس است آن سر دیگرمگشا

10

بیدل از آیینه ما غیر ادب گل نکند

خون تحیر به خیال از رگ جوهر مگشا

متن شعر کپی شد.