کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۹ - بی ثمری حصار شد در چمن امید ما...

1

بی ثمری حصار شد در چمن امید ما

طره امن شانه زد سایه برگ بید ما

2

آینه داری فنا ناز هوس نمی کشد

خط به رقم کشیده اند از ورق سفید ما

3

دردسر جهان رنگ درخور دانش است و بس

نیست به کسب عافیت غیرجنون مفید ما

4

دعوی احتیاج پوچ خجلت سعی کس مباد

قفل جهان بی دری زنگ زد ازکلید ما

5

عبرت چشم بسملیم ، پرده فقر ما مدر

آستر است ابره خلعت روز عید ما

6

گر فکند تبسمت گل به مزار عاشقان

بال سحرکشد نفس ازکفن شهید ما

7

نیست چو التفات دل میکده تعلقی

آبله پایی نفس شد قدح نبید ما

8

ربشه تخم وحدتیم از تک وپوی مامپرس

صرف هزار جاده است منزل ناپدید ما

9

خاک مزار عبرتیم، پرده ساز غیرتیم

زخمه به برق می زند ممتحن نشید ما

10

بیدل ازین کف غبارکز دل خاک جسته ایم

پرده در تحیر است ، گفت تو و شنید ما

متن شعر کپی شد.