کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۳ - خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما...

1

خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما

می دود مرکز همان سر بر خط پرگار ما

2

از ادب پروردگان یاد تمکین توایم

موی چینی می فروشد ناله درکهسار ما

3

سعی ماچون شمع بیتاب هوای نیستی ست

تا پر رنگی ست ز خود می کند منقار ما

4

گرهمه مخمل شودخواب بهار اینجاتراست

سایه گل پر عرق ریزست درگلزار ما

5

تا نگه رنگ تامل باخت پروازیم و بس

چون سحر تاکی شودشبنم قفس بردارما

6

بوی گل مفت تامل هاست گر وامی رسی

نبض واری در نفس پر می زند بیمار ما

7

ذره ایم از خجلت سامان موهومی مپرس

اندک هرچیز دارد خنده بر بسیار ما

8

شهرت رسوایی ماچون سحرپوشیده نیست

گل ز جیب چاک می بندند بر دستار ما

9

از ازل آشفتگی بنیاد تعمیر دلیم

موی مجنون چیدن است ز سایه دیوارما

10

یاس پیری قطع کرد از ما امید زندگی

بسکه خم گشتیم افتاد از سر ما بار ما

11

همچوعکس آب تشویش ازبنای ما نرفت

مرتعش بوده ست گویی پنجه معمار ما

12

در خور هرسطر بیدل باید ازخود رفتنی

جاده ها بسته ست بر سر قاصد از طومار ما

متن شعر کپی شد.