کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۱ - چون صبح مجو طاقت آزارکس از ما...

1

چون صبح مجو طاقت آزارکس از ما

کم نیست که ما را به درآرد نفس ازما

2

ما قافله بی نفس موج سرابیم

چندین عدم آن سوست صدای جرس ازما

3

مردیم به ضبط نفس ولب نگشودیم

تا بوی تظلم نبرد دادرس از ما

4

عمری ست دراین انجمن ازضعف دوتاییم

خلخال رسانید به پای مگس از ما

5

همت نزندگل به سر ناز فضولی

رنگ آینه بشکست به روی هوس ازما

6

پر ناکس ازین مزرعه یاس دمیدیم

بر چشم توقع مگذارید خس از ما

7

درگرد خیال تو سراغی است وگرنه

چیزی دگر از ما نتوان یافت پس از ما

8

رنگ آینه الفت گل هیچ نپرداخت

قانع به دل چاک شد آخر قفس از ما

9

ما را ننشانیدکسی بر سر رهش

بیدل تو پذیری مگر این ملتمس از ما

متن شعر کپی شد.