کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۴ - اینقدر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما...

1

اینقدر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما

صرف رنگی داشت بیرون صدف نقاش ما

2

جمع دار از امتحان جیب عریانی دلت

دست ما خالی ترست ازکیسه قلا ش ما

3

زبن سلیمانی که دارد دستگاه اعتبار

بر هوا یکسرنفس می گسترد فراش ما

4

گرد عبرت در مزار یاس می باشدکفن

چشم پوشیدن مگر از ما برد نباش ما

5

محو دیداریم اما از ادب غافل نه ایم

شرم نو رست آنچه دارد دیده خفاش ما

6

زندگی موضوع اضدادست صلح اینجاکجاست

با نفس باقیست تا قطع نفس پرخاش ما

7

ازجبین تا نقش پا بستیم آیین عرق

این چراغان کرد آخر غفلت عیاش ما

8

بیدل این دیگ خیال ازخام جوشیهاپرست

ششجهت آتش زنی تاپخته گردد آش ما

متن شعر کپی شد.