کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۹ - افتاده زندگی به کمین هلاک ما...

1

افتاده زندگی به کمین هلاک ما

چندان که وارسی به سر ماست خاک ما

2

ذوق گداز دل چقدر زور داشته ست

انگور را ز ریشه برآورد تاک ما

3

بردیم تا سپهر غبار جنون چو صبح

برشمع خنده ختم شد ازجیب چاک ما

4

تاب و تب قیامت هستی کشیده ایم

ازمرگ نیست آن هه تشویش و باک ما

5

کهسار را ز ناله ما باد می برد

کس را به درد عشق مباد اشتراک ما

6

قناد نیست مائده آرای بزم عشق

لذت گمان مبرکه زمخت است زاک ما

7

پست و بلند شوخی نظاره هیچ نیست

مژگان بس است سر به سمک تاسماک ما

8

آخربه فکرخویش فرورفتن است وبس

چون شمع کنده است گریبان مغاک ما

9

صیقل مزن بر آینه عرض انفعال

ای جهد خشک کن عرق شرمناک ما

10

بیدل ز درد عشق بسی خون گریستی

ترکرد شرم اشک تو دامان پاک ما

متن شعر کپی شد.