کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۰ - به خیال چشم که می زند قدح جنون دل تنگ ما...

1

به خیال چشم که می زند قدح جنون دل تنگ ما

که هزار میکده می دود به رکاب گردش رنگ ما

2

به حضور زاویه عدم زده ایم بر در عافیت

که زمنت نفس کسی نگدازد آتش سنگ ما

3

به دل شکسته ازین چمن زده ایم بال گذشتنی

که شتاب اگرهمه خون شود نرسد به گرد درنگ ما

4

کسی از طبیعت منفعل به کدام شکوه طرف شود

نفس آبیار عرق مکن زحدیث غیرت جنگ ما

5

به فسون هستی بیخبر، زشکست شیشه دل حذر

شب خون به خواب پری مبر ز فسانه های ترنگ ما

6

گهری زهر دو جهان گران ، شده خاک نسبت جسم و جان

سبکیم ین همه کاین زمان به ترازو آمده سنگ ما

7

ز دل فسرده به ناله ای نرسید تاب وتب نفس

ببرید ناخن مطرب ازگره بریشم چنگ ما

8

سخن غرور جنون اثر، به زبان جرات ماست تر

مژه بشکنی به ره نظر، پراگردهی به خدنگ ما

9

چه فسانه ازل و ابد چه امل طرازی حرص وکد؟

به هزارسلسله می کشد سرطره توزچنگ ما

10

ز غبار بیدل ناتوان دل نازکت نشودگران

که رود زیادتوخودبه خود چونفس زآینه زنگ ما

متن شعر کپی شد.