کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۵ - صورت وهم به هستی متهم داریم ما...

1

صورت وهم به هستی متهم داریم ما

چون حباب آیینه بر طاق عدم داریم ما

2

محمل ماچون جرس دوش تپشهای دل است

شوق پندارد درین وادی قدم داریم ما

3

آنقدر فرصت کمین قطع الفتها نه ایم

عمر صبحیم از نفس تیغ دو دم داریم ما

4

می توان از پیکرما یک جهان محراب ریخت

همچوابرو هرسر مو وقف خم داریم ما

5

دل متاعی نیست کز دستش توان انداختن

گرهمه خون نقش بندد مغتنم داریم ما

6

شوخ چشمی رنج استسقاء ارباب حیاست

هرقدر نظاره می بالد ورم داریم ما

7

گر به خود سازدکسی سیر وسفر درکارنیست

اینکه هرسو می ر ویم از خویش رم داریم ما

8

رنگها دارد بهار عالم بیرنگ عشق

حسن اگر خوا هد دویی آیینه هم داریم ما

9

حیرت ما حسن را افسون مشق جلوه هاست

همچوآیینه بیاضی خوش قلم داریم ما

10

گر نباشد اشک ، خجلت هم تلافی می کند

بهر عذر چشم تریک جبهه نم داریم ما

11

دیده حیران سراغ هرچه خواهی می دهد

خلقی از خود رفته و نقش قدم داریم ما

12

چند باید بود زحمت پرور ناز امید

بیدل از سامان نومیدی چه کم داریم ما

متن شعر کپی شد.