کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۶ - باکمال اتحاد ازوصل مهجوریم ما...

1

باکمال اتحاد ازوصل مهجوریم ما

همچو ساغر می به لب داریم و مخموریم ما

2

پرتو خورشید جز در خاک نتوان یافتن

یک زمین و آسمان از اصل خود دوریم ما

3

درتجلی سوختیم وچشم بینش وا نشد

سخت پابرخاست جهل مامگرطوریم ما

4

با وجود ناتوانی سر به گردون سوده ایم

چون مه سرخط عجزیم ومغروریم ما

5

تهمت حکم قضا را چاره نتوان یافتن

اختیار از ماست چندانی که مجبوریم ما

6

مفت ساز بندگی گر غفلت وگر آگهی

پیش نتوان برد جزکاری که ماموریم ما

7

بحر در آغوش و موج ما همان محوکنار

کارها با عشق بی پرواست معذوریم ما

متن شعر کپی شد.