کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۱ - به پیری الفت حرص و هوس شد آینه ما...

1

به پیری الفت حرص و هوس شد آینه ما

بهار رفت که این خار و خس شد آینه ما

2

به حکم عجز نکردیم اقتباس تعین

همین مقابل مور و مگس شد آینه ما

3

به باد سعی جنون رفت رنگ جوهرتسکین

چنین که تاخت که نعل فرس شد آینه ما؟

4

فغان که بوی حضوری نبردکوشش فطرت

چوصبح طعمه زنگ نفس شد آینه ما

5

به کام دل مژه نگشود سرگرانی حیرت

ز ناتمامی صیقل قفس شد آینه ما

6

گذشت محمل نازکه از سواد تحیر؟

که عمرهاست شکست جرس شد آینه ما

7

به فهم رازتوبیدل چه ممکن اسث رسیدن

همین بس است که تمثال رس شد آینه ما

متن شعر کپی شد.