کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۶۵ - ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم...

1

ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم

زان روی که حیرانم من خانه نمی دانم

2

ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل ده

کو خانه نشانم ده من خانه نمی دانم

3

زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانش

پیش آ و مرنجانش من خانه نمی دانم

4

وان کز تو بود شورش می دار تو معذورش

وز خانه مکن دورش من خانه نمی دانم

5

من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقم

رحم آر و مکن طاقم من خانه نمی دانم

6

ای مطرب صاحب صف می زن تو به زخم کف

بر راه دلم این دف من خانه نمی دانم

7

شمس الحق تبریزم جز با تو نیامیزم

می افتم و می خیزم من خانه نمی دانم

متن شعر کپی شد.