کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۶ - جهان گرفت غبار جنون تلاشی ما...

1

جهان گرفت غبار جنون تلاشی ما

چوصبح تاخت به گردون جگرخراشی ما

2

حریرکسوت تنزیه فال شوخی زد

به بوی پیرهن آمیخت بدقماشی ما

3

دل از تعلق اسباب قطع راحت کرد

نفس به ناله کشید از قفس تراشی ما

4

نداشت گرد دگر آستان یکتایی

خیال قرب شد احکام دور باشی ما

5

چه ظلم داشت درین انجمن تمیز فضول

که خودپرست عیان کرد خواجه تاشی ما

6

کسی مباد خجل از تعلق اغراض

عرق به جبهه دماند از نیاز پاشی ما

7

در آتشیم چو شمع از ضعیفی طاقت

که رنگ رفته نجسته ست از حواشی ما

8

به هر زمین که فتادیم برنخاست غبار

جهات تنگ شد از پهلوی فراشی ما

9

ز نشئه می تمکین ما مگو بیدل

قدح در آب گهر زد ادب معاشی ما

متن شعر کپی شد.