کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۸ - زهی سودایی شوق تو مذهبها و مشربها...

1

زهی سودایی شوق تو مذهبها و مشربها

به یادت آسمان سیر تپیدن جوش یاربها

2

مبادا از سرم کم سایه سودای گیسویت

چو مو نشو و نمایی دیده ام در پرده شبها

3

جدا از اشک شد چشم سراب دشت حیرانی

همان خمیازه خشکی ست بی اطفال ، مکتبها

4

بس است از دود دل ، جوهرفروش آیینه داغم

به غیر از شام مژگانی ندارد چشم کوکبها

5

به خاموشی توان شد ایمن از ایذای کج بحثان

نفس دزدیدن است اینجا فسون نیش عقربها

6

به منع اضطراب عاشقان زحمت مکش ناصح

که آتش زندگی دارد به قدر شوخی تبها

7

چوآهنگ جرس ما وسبکروحانه جولانی

که از یک نعره وارش می تپد آغوش قالبها

8

عمارت غیر چین دامن صحرا نمی باشد

ز تنگیهای مذهب اینقدربالید مشربها

9

زبان درکام پیچیدم ، وداع گفتگوکردم

سخن راپرده رخصت بود بربستن لبها

10

بهار بی نشان عالم نومیدی ام بیدل

سرغم می تون کرد از شکست رنگ مطلبها

متن شعر کپی شد.