کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۶۸ - امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم...

1

امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

از تو شکرافشانم این جا هم و آن جا هم

2

دل باده تو خورده وز خانه سفر کرده

ما بی دل و دل با تو با ما هم و بی ما هم

3

ای دل که روانی تو آن سوی که دانی تو

خدمت برسان از ما آن جا و موصی هم

4

ما منتظر وقت و دل ناظر تو دایم

در حالت آرامش در شورش و غوغا هم

5

از باده و باد تو چون موج شده این دل

در مستی و پستی خوش در رفعت و بالا هم

6

ابر خوش لطف تو با جان و روان ما

در خاک اثر کرده در صخره و خارا هم

7

با تو پس از این عالم بی نقش بنی آدم

خوش خلوت جان باشد آمیزش جان ها هم

8

زان غمزه مست تو زان جادو و جادوخو

خیره شده هر دیده نادان هم و دانا هم

9

من ننگ نمی دارم مجنونم و می دانی

هم عرق جنون دارم از مایه و سودا هم

10

از آتش و آب او ای جسته نشان بنگر

در آب دو چشم ما در زردی سیما هم

11

در عالم آب و گل در پرده جان و دل

هم ایمنی از عشقت وین فتنه و غوغا هم

12

زان طره روحانی زان سلسله جانی

زنار تو بربسته هم مومن و ترسا هم

متن شعر کپی شد.