کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۸ - حیرت دل گر نپردازد به ضبط کارها...

1

حیرت دل گر نپردازد به ضبط کارها

ناله می بندد به فتراک تپش کهسارها

2

عالمی بر وهم پیچیده ست مانند حباب

جز هوا نبود سری در زیر این دستارها

3

نیست زندانگاه امکان سنگ راه وحشتم

چون نگه سامان عینک دارم از دیوارها

4

عندلیبان را ز شرم ناله ام مانند شمع

شعله آواز بست آیینه منقارها

5

از خرام موج می چشم قدح داغ است و بس

دارد این نقش قدم خمیازه رفتارها

6

موجهای این محیط آخرگهر خواهد شدن

سبحه خوابیده ست در پیچ و خم زنارها

7

بسکه درهرگل زمین ذوق تماشا خاک شد

پشه می آرد برون نظاره ازگلزارها

8

فقر در هرجا غرور یاس سامان می کند

کجکلاهی می زند موج از شکست کارها

9

خواب راحت بسته مژگان به هم آورد ن است

سایه می گردند از افتادن این دیوارها

10

چون سحر سعی خروشم قابل اظهار نیست

به که برسازم شکست رنگ بندد تارها

11

بیدل این گلشن ز بس منظورحسن افتاده است

ناز مژگان می دمد گر دسته بندی خارها

متن شعر کپی شد.