کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۰ - بر قماش پوچ هستی تا به کی وسواسها...

1

بر قماش پوچ هستی تا به کی وسواسها

پنبه ها خواهد دمید آخر ازین کرباسها

2

شیشه ساعت خبر زساز فرصت می دهد

خودسران غافل مباشید ازصدای طاسها

3

عبرت آنجاکز مکافات عمل گیرد عیار

ناخنی دارند در جنگ درودن داسها

4

اهل دنیا را به نهضت گاه آزادی چه کار

در مزابل فارغند از بوی گل کناسها

5

عالمی بالیده است از دستگاه خودسری

نشتری می خواهد این جمعیت آماسها

6

تا بود ممکن به وضع خلق باید ساختن

آدمیت پیش نتوان برد با نسناسها

7

حیرت دیدار با دنیا و عقبا شد طرف

بوی امیدی گواراکرد چندین یاسها

8

بینوایی چون به سامان جنون پوشیده نیست

صبح خندد برگریبان چاکی افلاسها

9

شرم می دارد درشتی از ملایم طینتان

غالب افتاده ست بیدل سرب بر الماسها

متن شعر کپی شد.