کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۱ - ای آینه حسن تمنای تو جانها...

1

ای آینه حسن تمنای تو جانها

اوراق گلستان ثنای تو زبانها

2

بی زمزمه حمد تو قانون سخن را

افسرده چو خون رگ تار است بیانها

3

از حسرت گلزار تماشای تو آبست

چون شبنم گل آینه در آینه دانها

4

بی تاب وصال است دل اما چه توان کرد

جسم است به راهت گره رشته جانها

5

آنجاکه بود جلوه گه حسن کمالت

چون آینه محو است یقینها وگمانها

6

از مرحمت عام تو درکوی اجابت

گم گشته اثرها به تک وپوی فغانها

7

از قوت تایید توتحریک نسیمی

بر بحرکشد از شکن موج کمانها

8

در چارسوی دهرگذرکرد خیالت

لبریز شد از حیرت آیینه دکانها

9

در پرده دل غیر خیالت نتوان یافت

جولانکده پرتو ماهند کتانها

10

در دیده بیدل نبود یک دل پر خون

بی داغ هوای تو درتن لاله ستانها

متن شعر کپی شد.