کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۷ - چواشک آن کس که می چیندگل عیش ازتپیدنها...

1

چواشک آن کس که می چیندگل عیش ازتپیدنها

بود دلتنگ اگرگوهر شود از آرمیدنها

2

ز بس عام است در وحشت سرای دهر بیتابی

دل هر ذره دارد در قفس چندین تپیدنها

3

مجو آوازه شهرت ز آهنگ سبکروحان

صدای بال مرغ رنگ نبود در پریدنها

4

نگه در دیده حیران ما شوخی نمی داند

به رنگ چشم شبنم درداین میناست دیدنها

5

دوتاکردیم آخر خوبش را در خدمت؟ ببری

رسانیدیم بار زندگانی تا خمیدنها

6

زرونق باز می ماند چو مینا شد ز می خالی

شکست رنگ ظاهر هی شود در خون کشیدنها

7

مرا از پیچ وتاب گردباد این نکته شد روشن

که در را طلب معراج دامان است چیدنها

8

ز قطع الفت دلها حسود آسوده ننشیند

شود خمیازه مقراض افزون در بریدنها

9

گداز درد نومیدی تماشای دگر دارد

به رنگ اشک ناسورم نظرباز چکیدنها

10

حباب از موج هرگز صرفه طاقت نمی بیند

ز بال ماگره وامی کند آخر تپیدنها

11

ز هستی گر برون تازی عدم در پیش می آید

درین وادی مقامی نیست غیر از نارسیدنها

12

مجو از طفل خویان ، فطرت آزادگان بیدل

به پرواز نگه کی سرسا اشک از دویدنها

متن شعر کپی شد.