کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۳ - ای فدای جلوه مستانه ات میخانه ها...

1

ای فدای جلوه مستانه ات میخانه ها

گرد سرگردیده چشمت خط پیمانه ها

2

سوخت باهم برق بی پروایی عشق غیور

خواب چشم شمع و بالین پر پروانه ها

3

گردباد ایجادکرد آخر به صحرای جنون

بر هوا پیچیدن موی سر دیوانه ها

4

رازعشق ازدل برون افتاد و رسوایی کشید

شد پریشان گنج تا غافل شد از ویرانه ها

5

عاقبت در زلف خوبان جای آرایش نماند

تخته گردید از هجوم دل دکان شانه ها

6

تا رسد خوابی به فریاد دماغ ما چوشمع

تا سحر زین انجمن باید شنید افسانه ها

7

جوهرکین خنده می چیند به سیمای حسد

نیست برهم خوردن شمشیر بی دندانه ها

8

تاطبایع نیست مالوف ، انجمن ویرانه است

ناقص افتدخوشه چون بی ربط بالددانه ها

9

خلق گرمی داشت شرم چشم پرخاشی نبود

عرصه شطرنج شداز بی دری این خانه ها

10

نا توانی قطع کن بیدل ز ابنای زمان

آشنای کس نگردند این حیا بیگانه ها

متن شعر کپی شد.