کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۲ - ممسک اگربه عرض سخا جوشد ازشراب...

1

ممسک اگربه عرض سخا جوشد ازشراب

دستی بلند می کند اما به زیرآب

2

طبع کرم فسرده دست تهی مباد

برگشت عالمی ست ستم خشکی سحاب

3

این است اگر سماجت ارباب احتیاج

رحم است بر مزاج دعاهای مستجاب

4

غارت نصیب حسرت درد محبتم

نگریست بیدلی که زچشمم نبرد آب

5

دل آنقدرگریست که غم هم به سیل رفت

آتش درآب غوطه زد از اشک این کباب

6

افسانه سازی شرر و برق تا به کی

گر مرد این رهی توهم از خود برون شتاب

7

یاران عبث به وهم تعلق فسرده اند

اینجاست چون نگه قدم از خانه در رکاب

8

صبح از نفس دو مصرع برجسته خواند و رفت

دیوان اعتبار و همین بیتش انتخاب

9

خواهی نفس خیال کن و خواه گرد وهم

چیزی نموده ایم در آیینه حباب

10

محویم و باعثی زتحیرپدید نیست

ای فطرت آب کرد وزما رفع کن حجاب

11

معنی چه وانماید از این لفظهای پوچ

پرتشنه است جلوه وآیینه ها سراب

12

در بزم عشق ، علم چه و معرفت کدام

تا عقل گفته ایم جنون می درد نقاب

13

در عالمی که یاد تو با ما مقابل است

آیینه می کشد به رخ سایه آفتاب

14

بیدل ز جوش سبزه در این ره فتاده است

بی چشم یک جهان مژه تهمت پرست خواب

متن شعر کپی شد.