کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۱ - پیوسته است از مژه بر دیده ها نقاب...

1

پیوسته است از مژه بر دیده ها نقاب

لازم بود به مرد صاحب حیا نقاب

2

حیرت غبارخویش ز چشمم نهفته است

بر رنگ بسته ام ز هجوم صفا نقاب

3

بوی گل است و برگ گل اسرار حسن و عشق

بی پردگی ز روی تو جوشد ز ما نقاب

4

تا دیده ام سواد خطت رفته ام ز هوش

آگه نی ام غبار نگاهت یا نقاب

5

اظهار زندگی عرق خجلت است و بس

شبنم صفت خوش آنکه کنم از هوا نقاب

6

از شرم روسیاهی اعمال زشت خو

بر رخ کشیده ایم ز دست دعا نقاب

7

بینش تویی کسی چه کند فهم جلوه ات

ای کرده از حقیقت ادراک ما نقاب

8

از دورباشی ادب محرمی مپرس

با غیرجلوه سازد وبا آشنا نقاب

9

معنی به غیرلفظ مصورنمی شود

افتاده است کار دل و دیده با نقاب

10

گر بوی گل ز برگ گل افسردگی کشد

جولان شوق می کشد از خواب پا نقاب

11

بیدل زشوخ چشمی خود در محیط وصل

داریم چون حباب ز سر تا به پا نقاب

متن شعر کپی شد.