کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۰ - هرکه راکردند راحت محرم احسان شب...

1

هرکه راکردند راحت محرم احسان شب

چون سحربرآه محمل بست درهجران شب

2

تیره بختان را ز نادانی به چشم کم مبین

صبح با آن روشنی گردی ست از دامان شب

3

آسمان نشناخت موقع ور نه در تحریر فیض

بر بیاض صبح ننوشتی خط ریحان شب

4

بهر منع شکوه بختم سرمه سایی می کند

لیک ازین غافل که می بالد بلند افغان شب

5

گر حضور صبح اقبالی نباشدگو مباش

از سیه بختی به سامان کرده ام سامان شب

6

از فلک تا زله برداری شکم برپشت بند

آفتاب اینجاست داغ آرزوی نان شب

7

با چنین خوابی که بختم مایه دار نقد اوست

می توان کردن ادا از روز من تاوان شب

8

سطر آهی نارسا افتاد رنگ صبح ریخت

زان همه مشقی که کردم در دبیرستان شب

9

الفت بخت سیه چون سایه داغم کرده است

ششجهت روز است و من دارم همان دامان شب

10

بیدل از یادش به ترک خواب سودا کرده ایم

ورنه جز محمل قماشی نیست در دکان شب

متن شعر کپی شد.