کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۲ - طرب در این باغ می خرامد ز ساز فرصت پیام بر لب...

1

طرب در این باغ می خرامد ز ساز فرصت پیام بر لب

ز نرگس اکنون مباش غافل که نی گرفته ست جام بر لب

2

اگر به معنی رسیده باشی خروش مستان شنیده باشی

چو برگ تاک اند اهل مشرب نهفته ذکر مدام بر لب

3

رساند خلقی ز هرزه رایی به عرصه قدرت آزمایی

هجوم اشغال ژاژخابی چو توسن بی لجام بر لب

4

به خودفروشی ست عزت و شان به حرف و صوت است فخر یاران

تو هم به قدرنفس پر افشان چو دستگاه کلام بر لب

5

ثبات ناز آنقدر ندارد بنای اقبال بی بقایت

گذشته گیر اینکه آفتابی رسانده باشی چو بام بر لب

6

مسایل مفتیان شنیدم به پشت و روی ورق رسیدم

تصرف مال غصب دیدم حلال در دل حرام بر لب

7

ز خانقه هرکه سر برآرد مراتب جوع می شمارد

طریقه صوفیان ندارد به غیر ذکر طعام بر لب

8

گر از مکافات خبث غیبت شنیده ای وعده ندامت

چرا زمانی ز زخم د ندان نمی رسانی پیام بر لب

9

جنون چندین هزارشهرت فسرد درجیب سینه چاکی

کسی نشد محرم صدایی از این نگینهای نام بر لب

10

خروش دیر و حرم در این ره نمود از درد و داغم آگه

خداپرست است و ا لله الله ، برهمن و رام رام بر لب

11

رقم زدم برتبسم گل ز ساعد چین در آستینت

قلم کشیدم به موج گوهر ازآن خط مشکفام پر لب

12

جهان به صد رنگ شغل مایل من وهمین طرزشوق بیدل

تصورت سال و ماه در دل ترنمت صبح و شام بر لب

متن شعر کپی شد.