کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۱ - د ی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت...

1

د ی ترنگی از شکست ساغرم کل کرد و ریخت

ششجهت کیفیت چشم ترم گل کرد و ریخت

2

شب چو شمعم وعده دیدار در آتش نشاند

تا سحر آیینه از خاکسترم گل کرد و ریخت

3

خلوت رازم بهشت غیرت طاووس گشت

رنگها چون حلقه بیرون درم گل کرد و ریخت

4

تا تجرد از اثر پرداخت اجزای مرا

سایه همچون مو، ز جسم لاغری گل کرد و ریخت

5

ای هوس دیگر چه دکان قیامت چیدنست

برکف خونی که چون گل در برم گل کرد و ریخت

6

سیر این باغم کفیل یک سحر فرصت نبود

خنده واری تاگریبان بر درم گل کرد و ریخت

7

سرنگون شرم عصیان را چه عزت ، کو وقار

آبروی من ز دامان ترم گل کرد و ریخت

8

داغم از اوج و حضیض دستخاه انفعال

بر فلک هم یک عرق وار اخترم گل کرد و ریخت

9

سعی مژگان جز ندامت ساز پروازی نداشت

بسکه ماندم نارسا اشک از پرم گل کرد و ریخت

10

صفحه ام یاد که آتش زد که تا مژگان زدن

صد نگاه واپسین از پیکرم گل کرد و ریخت

11

هیچ فردوسی به سامان دل خرسند نیست

خاک هم گر خواست ریزد بر سرم گل کرذ و ریخت

12

تا بپوشم بیدل آن گنجی که در دل داشتم

عالم ویرانی از بام و درم گل کرد و ریخت

متن شعر کپی شد.