کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۳ - زبان چو کج روش افتد جنون بد مست است...

1

زبان چو کج روش افتد جنون بد مست است

قط محرف این خامه تیغ در دست است

2

زخلق شغل علایق حضورمردن برد

جدا افتاد سر از تن به فکر پابست است

3

جهان چو معنی عنقا به فهم کس نرسید

که این تحیر گل کرده نیست یا هست است

4

کمان همت وارسته ناوکی داری

ز هرچه درگذری حکم صافی شست است

5

به زیرچرخ مشو غاقل ازخم تسلیم

ز خانه ای که تو سر برکشیده ای پست است

6

به گوش عبرت ازپن پرده می رسد آواز

که نقش طاقچه رنگ پر تنک بست است

7

کشاکش نفس از ما نمی رود بیدل

درین محیط همه ماهی ایم و یک شست است

متن شعر کپی شد.