کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶۴ - درآن مقام که عرض جلال معبود است...

1

درآن مقام که عرض جلال معبود است

غبار نیستی ماست آنچه موجود است

2

جهان بی جهتی قابل تعین نیست

به هرطرف که اشارت کنیم محدود است

3

مشو محاسب غفلت به علم یکتایی

احد شمردنت اینجا حساب معدود است

4

خموش تا نفست ما و من نینگیزد

نهال شعله به هرجاست ریشه اش دود است

5

ز نقد و جنس خود آگه نه ای درتن بازار

اگر به فهم زبان هم رسیده ای سود است

6

نیاز تا نبری ، رمز ناز نشکافی

به هرکجا اثر سجده ای ست مسجود است

7

بیاض دیده یعقوب ناامیدی نیست

در انتظار بهی ، داغ ما نمکسود است

8

ز سرنوشت مپرسید، منفعل رقمیم

جبین، خطی که نشان می دهد، نم اندود است

9

قبول اگر طلبی ، نیستی گزین بیدل

که غیرخاک شدن هرچه هست مردود است

متن شعر کپی شد.