کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶۵ - هرچه از مدت هست و بود است...

1

هرچه از مدت هست و بود است

دیرها پیش خرام زود است

2

نفیت اثبات حقیقت دارد

خاک گشتن همه جا موجود است

3

اگر از بندگی اگاه شوی

هر طرف سجده کنی معبود است

4

چشم شبنم همه اشک است اینجا

بوی این گلشن عبرت دود است

5

رنگ این باغ شکستی دارد

برگ گل دامن چین آلود است

6

خود فروشی اگرت مطلب نیست

به شکست آینه دادن جود است

7

بی تکلف به هوس باید سوخت

چوب تعلیم محبت ، عود است

8

سر خط حسن که دازد امروز

لوح آیینه بهاراندود است

9

آنکه آن سوی جهاتش خوانی

تا تو محو جهتی محدود است

10

بیدل از ظاهر و مظهر بگذر

جلوه ، تا آینه ، نامشهود است

متن شعر کپی شد.