کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۰ - ز گریه ، سیری چشم پر آب دشوار است...

1

ز گریه ، سیری چشم پر آب دشوار است

خیال دامن اشک ، از سحاب دشوار است

2

جنونی از دل افسرده گل نکرد افسوس

به موج آب گهرپیچ و تاب دشوار است

3

به غیر ساغر چشمم ، که اشک ، باده اوست

گرفتن از گل حیرت گلاب دشوار است

4

نه لفظ دانم و نی معنی ا ینقدر دانم

که گر سخن ز تو باشد جواب دشوار است

5

فسون عقل نگردد حریف غالب عشق

کتان گرو برد از ماهتاب دشوار است

6

زوال وهم خزان و بهار معنی نیست

فسردگی زگل آفتاب دشوار است

7

ز عمر فرصت آرام چشم نتوان داشت

ز برق و باد وداع شتاب دشوار است

8

پل گذشتن عمرست قامت پیری

اقامت تو به پشت حباب دشوار است

9

نمی تپد دل خون گشته در غبار هوس

سراغ قهوه به جام شراب دشوار است

10

خروش دهر شنیدی، وداع راحت گیر

به این فسانه سر و برک خواب دشوار است

11

به وصل ، حیرت و در هجر، شوق حایل ماست

بهوش باش که رفع حجاب دشوار است

12

حیا، زکف ندهد دامن ادب بیدل

گرفتن گهر از مشت آب دشوار است

متن شعر کپی شد.