کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۵ - ز دستگاه جنون راز همتم فاش است...

1

ز دستگاه جنون راز همتم فاش است

که جوش آبله ام هر قدم گهر پاش است

2

حصول کار امل نیست غیر خفت عقل

برای دیگ هوس خامی طمع آش است

3

غبارکلفت ازببن مبیهمانسرا نرود

که طبع خلق فضول و زمانه قلاش است

4

چو صبح بسخه فروش ظهور آفاقیم

ز چاک سینه ما رازنه فلک فاش است

5

نگارخانه حیرت به دیدن ارزانی

خیال موی میان تو کلک نقاش است

6

جهانیان همه مست شکست یکدگرند

هجوم موج درین بحر گرد پرخاش است

7

ز غارت ضعفا مایه می برد ظالم

زپهلوی خس و خاشاک شعله عیاش است

8

کدام شعله که آخر به خاک ره ننشست

بساط رنگ جهان را شکست فراش است

9

همین به زندگی اسباب دام آفت نیست

به خاک نیز، کفن ، خضر راه نباش است

10

حصار جهل بود دستگاه ما بیدل

همان به چنگل خود آشیان خفاش است

متن شعر کپی شد.