کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰۲ - دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است...

1

دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است

ز موج پیرهن این محیط پرخسک است

2

بهار رنگ جهان جلوه خزان دارد

بقم درین چمن حادثات اسپرک است

3

ز اهل صومعه اکراه نیست مستان را

که ترش رویی زاهدبه بزم می نمک است

4

زعرض شیشه تهی نیست نسخه تحقیق

توآنچه کرده ای از خویش انتخاب شک است

5

به عالم بشری غیر خودنمایی نیست

کسی که بگذرد از وهم خویشتن ملک است

6

قد خمیده کند، تن پرست را هموار

مدار راست رویهای فیل برکجک است

7

فزوده ایم به وحدت ز شوخ چشمیها

دمی که محو شد این صفر هرچه هست یک است

8

نظر به گرد ره انتظار دوخته ایم

به چشم دام سیاهی صید، مردمک است

9

خطی به صفحه دل بی خراش شوق تو نیست

ز روی بحر به جز موج هرچه هست حک است

10

می ام به ساغر دل نقل یاس می گردد

چو زخم ، قطره آبی که می خورم گزک است

11

دویی کجاست ، ز نیرنگ احولی بگذر

که یک نگاه میان دوچشم مشترک است

12

به اوج آگهی ات نردبان نمی باید

نگاه تا مژه برداشته ست بر فلک است

13

اگر ز سوختگانی ، سواد فقرگزین

که شام چهره زرین شمع را محک است

14

دگرمپرس ز سامان بزم ما بیدل

ز شور اشک خود اینجاکباب را نمک است

متن شعر کپی شد.