کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۳۴ - ای غره اقبال سرانجام تو شوم است...

1

ای غره اقبال سرانجام تو شوم است

مرگت به ته بال هما سایه بوم است

2

چون پیر شدی از امل پوچ حیاکن

یکسر خط تقویم کهن ننگ رقوم است

3

این جمله دلایل که ز تحقیق توگل کرد

در خانه خورشید چراغان نجوم است

4

ای دعوی علم و عمل افسون حجابت

گرد تب وتاب نفس است این چه علوم است

5

طبع تو اگر ممتحن نیک و بد افتد

غیر از دهن مار جهان جمله سموم است

6

بی وضع ملایم نتوان بست ره ظلم

دیوار و در خانه زنبور ز موم است

7

دل با دوجهان تشنگی حرص چه سازد

بریک چه بی آب ز صد دلو هجوم است

8

از عاریت هرچه بود، عارگزینید

مسرور امانات جهول است و ظلوم است

9

بیدل تو جنونی کن و زین ورطه به در زن

عالم همه زندانی تقلید و رسوم است

متن شعر کپی شد.