کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۳۵ - امروزکه امید به کوی تو مقیم است...

1

امروزکه امید به کوی تو مقیم است

گر بال گشایم دل پرواز دو نیم است

2

نتوان ز سرم برد هوای دم تیغت

این غنچه گره بسته امید نسیم است

3

شد حاجت ما پرده برانداز غنایت

سایل همه جا آینه رازکریم است

4

فیض نظرکیست که درگلشن امکان

هر برگ گل امروزکف دست کلیم است

5

جزکاهش جان نیست ز همصحبت سرکش

گریان بود آن موم که با شعله ندیم است

6

بر صاف ضمیران بود آشوب حوادث

صد موج کشاکش به سر در یتیم است

7

پیوسته پر آواز بودکاسه خالی

پرگویی ابله اثر طبع سقیم است

8

آسوده دلی الفت یاس است وگرنه

امید هم اینجا چه کم اززحمت بیم است

9

حیران طلب مایه تمییز ندارد

در چشم گدا ششجهت آثارکریم است

10

بی رنگی گلشن نشود همسفرگل

آیینه ز خود می رود و جلوه مقیم است

11

بیدل ز جگرسوختگی چاره ندارم

با داغ مرا لاله صفت عهد قدیم است

متن شعر کپی شد.