کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۸ - زین سال و ماه فرصت کارت منزه است...

1

زین سال و ماه فرصت کارت منزه است

مژگان دمی که سایه کند روز بیگه است

2

تا کی غرور چیدن و واچیدن هوس

در خانه این بساط که افکنده ای ته است

3

سعی نفس چو شمع به پستی ست رهبرت

چندانکه -ریسمان تو دارد اثر چه است

4

بی وهم پیش و پس گذر، ای قاصد عدم

خواهی دچار امن شد آیینه در ره است

5

فرصت کجاست تا غم سود و زیان کشی

این ما و من چو عمر شرر مرگ ناگه است

6

اقبال مردکار مکافات ظلم نیست

زنن فتنه گر تو غافلی ادبار آگه است

7

افسون جاه می کشد آخر به خستت

چون آستین درازکنی دست کوته است

8

انکار عاجزان مکن ای طالب کمال

در ناخن هلال کلید در مه است

9

از معنی دعای بت و برهمن مپرس

این رام رام نیست همان الله الله است

10

بیدل تاملی که درین بزم شیشه را

یکسر صدای ربختن اشک قهقه است

متن شعر کپی شد.