کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶۶ - گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته است...

1

گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته است

زنگ این آینه یکسر نفس ساخته است

2

مکش ای جلوه ز دل یک دونفس دامن ناز

که هنوز آینه تمثال تو نشناخته است

3

حسن خوبان که کتان مه تابان تواند

تا تو بی پرده نه ای پرده نینداخته است

4

جلوه ها مفت تو ای ناله چه فرصت طلبی ست

که نفس هم نفسی آینه پرداخته است

5

از قمار من و ما هیچ نبردیم افسوس

رنگ جنسی ست که نقدش همه جا باخته است

6

عجز ما آن سوی تسلیم گرو می تازد

سایه در جنگ سپر هم سپر انداخته است

7

هرزه بر خویش ننازی که درین بزم چو شمع

سر تسلیم همان گردن افراخته است

8

هر دو عالم چو نفس در جگرم سوخته اند

شعله وادی مجنون چه قدر تاخته است

9

پیش از ایجاد نفس قطع هوسها کردیم

صبح هستی دم تیغی به خیال آخته است

10

هیچ پرواز ز خاکستر خود بیرون نیست

بیدل این هفت فلک بیضه یک فاخته است

متن شعر کپی شد.