کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱۳ - در آن بساط که حسنت دچار آینه است...

1

در آن بساط که حسنت دچار آینه است

بهشت آینه انتظار آینه است

2

ز نقش پای تو، کایینه دار آینه است

بساط روی زمین را بهار آینه است

3

اگر ز جوهر نظاره نیست دام به دوش

چرا ز روی تو حیرت شکار آینه است

4

به یاد جلوه ، نظر باختیم ، لیک چه سود

که این گل از چمن انتظار آینه است

5

به دستگاه صفاکوش ، گر دلی داری

همین فروغ نظر اعتبار آینه است

6

توان ز ساده دلی گشت نسخه تحقیق

که خوب و زشت جهان درکنارآینه است

7

صفای دل طلبی، دیده در خم مژه گیر

نمد، زگردکدورت حصار آینه است

8

به قدر شرم گل افشاند، بی نقابی حسن

عرق به عالم شوخی بهار آینه است

9

کدورت از دم هستی ، کشد دل آگاه

نفس به چشم تامل غبار آینه است

10

چراغ انجمن شوق جزتحیرنیست

نهان پرده دل آشکار آینه است

11

به روی کار نیاید، هنر، ز صاف دلان

که عرض جوهر خود، زنگبار آینه است

12

ز نقش های بد و نیک این جهان بیدل

دلی که صاف شود، در شمار آینه است

متن شعر کپی شد.