کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۴ - مشاطه شوخی که به دستت دل ما بست...

1

مشاطه شوخی که به دستت دل ما بست

می خواست چمن طرح کند رنگ حنا بست

2

آن رنگ که می داشت دریغ از ورق گل

از دور کف دست تو بوسید و به پا بست

3

آخرچمنی را به سرانگشت تو پیچید

وا کرد نقاب شفق و غنچه نما بست

4

آب است ز شبنم دل هر برگ گل امروز

کاین رنگ چمن ساز وفا سخت بجا بست

5

زین نور که از شمع سرانگشت تو گل کرد

تا شعله زند آتش یاقوت حنا بست

6

کیفیت گل کردن این غنچه به رنگی ست

کز حیرت سرشار توان آینه ها بست

7

ارباب نظر را به تماشای بهارش

دست مژه ای بود تحیر به قفا بست

8

تا چشم گشاید مژه آغوش بهار است

رنگ سر ناخن چقدر عقده گشا بست

9

گر وانگری صنعت مشاطگیی نیست

سحراست که برپنجه خور- سها بست

10

تا عرضه دهد منتخب نسخه اسرار

طراح چمن معنی هرغنچه جدا بست

11

بیدل تو هم از شوق چمن شو که به این رنگ

شیرازه ی دیوان تو امروز حنا بست

متن شعر کپی شد.