سایر · سعدی
حکایت شماره ۱۰ - یکی پرسید از آن گم کرده فرزند...
1
یکی پرسید از آن گم کرده فرزند
که ای روشن گهر پیر خردمند
2
ز مصرش بوی پیراهن شنیدی
چرا در چاه کنعانش ندیدی؟
3
بگفت احوال ما برق جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است
4
گهی بر طارم اعلی نشینیم
گهی بر پشت پای خود نبینیم
5
اگر درویش در حالی بماندی
سر دست از دو عالم برفشاندی