کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت شماره ۲۳ - بخشایش الهی گم شده ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت تا به حلقه اهل تحقیق در آمد به یمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمائم اخلاقش به حمائد مبدل گشت دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اولست و زهد و طاعتش نامعول...

1

بخشایش الهی گم شده ای را در مناهی چراغ توفیق فرا راه داشت تا به حلقه اهل تحقیق در آمد به یمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان ذمائم اخلاقش به حمائد مبدل گشت دست از هوا و هوس کوتاه کرده و زبان طاعنان در حق او همچنان دراز که بر قاعده اولست و زهد و طاعتش نامعول

2

به عذر و توبه توان رستن از عذاب خدای

ولیک می نتوان از زبان مردم رست

3

طاقت جور زبان ها نیاورد و شکایت پیش پیر طریقت برد جوابش داد که شکر این نعمت چگونه گزاری که بهتر از آنی که پندارندت

4

چند گویی که بد اندیش و حسود

عیب جویان من مسکینند

5

گه به خون ریختنم برخیزند

گه به بد خواستنم بنشینند

6

نیک باشی و بدت گوید خلق

به که بد باشی و نیکت بینند

7

لیکن مرا که حسن ظن همگان در حق من به کمالست و من در عین نقصان روا باشد اندیشه بردن و تیمار خوردن

8

انی لمستتر من عین جیرانی

و الله یعلم اسراری و اعلانی

9

در بسته بروی خود ز مردم

تا عیب نگسترند ما را

10

در بسته چه سود و عالم الغیب

دانای نهان و آشکارا

متن شعر کپی شد.