سایر · سعدی
حکایت شماره ۳۹ - این حکایت شنو که در بغداد ...
1
این حکایت شنو که در بغداد
رایت و پرده را خلاف افتاد
2
من و تو هر دو خواجه تا شانیم
بنده بارگاه سلطانیم
3
تو نه رنج آزموده های نه حصار
نه بیابان و باد و گرد و غبار
4
تو بر بندگان مه رویی
با غلامان یاسمن بویی
5
گفت من سر بر آستان دارم
نه چو تو سر بر آسمان دارم