سایر · سعدی
حکایت شماره ۱۰ - یکی از علما خورنده بسیار داشت و کفاف اندک یکی را از بزرگان که در او معتقد بود بگفت روی از توقع او درهم کشید و تعرض سوال از اهل ادب در نظرش قبیح آمد...
1
یکی از علما خورنده بسیار داشت و کفاف اندک یکی را از بزرگان که در او معتقد بود بگفت روی از توقع او درهم کشید و تعرض سوال از اهل ادب در نظرش قبیح آمد
2
به حاجتی که روی تازه روی و خندان رو
فرو نبندد کار گشاده پیشانی
3
بئس المطاعم حین الذل تکسبها
القدر منتصب و القدر مخفوض
4
خواست