سایر · سعدی
حکایت شماره ۱۱ - طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ گفت در مسطور آمده است که سه نشان دارد یکی پانزده سالگی و دیگر احتلام و سیم بر آمدن موی پیش اما در حقیقت یک نشان دارد:...
1
طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ گفت در مسطور آمده است که سه نشان دارد یکی پانزده سالگی و دیگر احتلام و سیم بر آمدن موی پیش اما در حقیقت یک نشان دارد:
2
بس آنکه در بند رضای حق جل وعلا بیش از آن باشی که در بند حظ نفس خویش و هر آن که درو این صفت موجود نیست به نزد محققان بالغ نشمارندش
3
به صورت آدمی شد قطره آب
که چل روزش قرار اندر رحم ماند
4
و گر چل ساله را عقل و ادب نیست
به تحقیقش نشاید آدمی خواند
5
هنر باید که صورت میتوان کرد
به ایوان ها در از شنگرف و زنگار
6
به دست آوردن دنیا هنر نیست
یکی را گر توانی دل به دست آر