مثنوی · پروین اعتصامی
جوجه نافرمان
1
دوست گرامی آقای رضا سیمی این شعر را برای دُرنامنه ارسال کرده اند که به گفته ایشان در کتابهای فارسی بچه ها چاپ شده بوده و بزرگترها از آن خاطره دارند و طبق نقل ایشان شاعر آن خانم اعتصامی است.
2
گفت با جوجه مرغکی هشیار
که ز پهلوی من مرو به کنار
3
گربه را بین که دم علم کرده
گوشها تیز و پشت خم کرده
4
چشم خود تا به هم زنی بردت
تا کله چرخ داده ای خوردت
5
جوجه گفتا که مادرم ترسوست
به خیالش که گربه هم لولوست
6
گربه حیوان خوش خط وخالیست
فکر آزارجوجه هرگز نیست
7
سه قدم دورتر شد از مادر
آمدش آنچه گفته بود به سر
8
گربه ناگاه ازکمین برجست
گلوی جوجه را به دندان خست
9
برگرفتش به چنگ و رفت چو باد
مرغ بیچاره از پیش افتاد
10
گربه از پیش و مرغ از دنبال
ناله ها کرد زد بسی پر و بال
11
لیک چون گربه جوجه را بربود
ناله مادرش ندارد سود
12
گر تضرع کند وگر فریاد
جوجه را گربه پس نخواهد داد