سایر · کسایی
سرخ رویی و زرد رویی
1
نورد بودم ، تا ورد من مورد بود
برای ورد مرا ترک من همی پرورد
2
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد
سایر · کسایی
نورد بودم ، تا ورد من مورد بود
برای ورد مرا ترک من همی پرورد
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد