کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۳۷ - چرا شاید چو ما شه زادگانیم...

1

چرا شاید چو ما شه زادگانیم

که جز صورت ز یک دیگر ندانیم

2

چو مرغ خانه تا کی دانه چینیم

چه شد دریا چو ما مرغابیانیم

3

برو ای مرغ خانه تو چه دانی

که ما مرغان در آن دریا چه سانیم

4

مزن بر عاشقان عشق تشنیع

تو را چه کاین چنینیم و چنانیم

5

چنینیم و چنان و هر چه هستیم

اسیر دام عشق بی امانیم

6

چرا از جهل بر ما می دوانی

نه گردون را چنین ما می دوانیم

7

عجب نبود اگر ما را بخایند

که آتش دیده و پخته چو نانیم

8

وگر چون گرگ ما را می درانند

چه چاره چون به حکم آن شبانیم

9

چو چرخ اندر زبان ها اوفتادیم

چو چرخ بی گناه و بی زبانیم

10

حریف کهرباییم ار چو کاهیم

نه در زندان چو کاه کاهدانیم

11

نتاند باد کاه ما ربودن

که ما زان کهربا اندر امانیم

12

تو را باد و دم شهوت رباید

نه ما که کهربای عقل و جانیم

13

خمش کن کاه و کوه و کهربا چیست

که آنچ از فهم بیرون است آنیم

متن شعر کپی شد.