سایر · کسایی
پیری و پشیمانی
1
جوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم
بخواهم سوختن دانم که هم اینجا بپرهودم
2
به مدحت کردن مخلوق ، روح خویش بشخودم
نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم
سایر · کسایی
جوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم
بخواهم سوختن دانم که هم اینجا بپرهودم
به مدحت کردن مخلوق ، روح خویش بشخودم
نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم