کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳۳ - مرا به آبله پا چه مشکل افتادست...

1

مرا به آبله پا چه مشکل افتادست

که تا قدم زده ام پای بر دل افتادست

2

به قدر سعی دراز است راه مقصد ما

وگرنه در قدم عجز منزل افتادست

3

نفس نمانده و من می کشم کدورت جسم

گذشته لیلی وکارم به محمل افتادست

4

امید گوهر دیگر ازین محیط کراست

همین بس است که گردی به ساحل افتادست

5

چو سروگرچه نداربم طواف آزادی

رسیده ایم به پایی که در گل افتادست

6

تو درکناری و ما بیخبر، علاجی نیست

فروغ شمع تو بیرون محفل افتادست

7

به غیر نفی چه اثبات می توان کردن

طلسم هستی ما سخت باطل افتادست

8

زسنگ جوش شرر بین و ناله خرمن کن

که زیر خاک هم آتش به حاصل افتادست

9

تبسم که به خون بهار تیغ کشید

که خنده بر لب گل نیم بسمل افتادست

10

نه نقش پاست که در وادی طلب پیداست

ز کاروان جرسی چند بیدل افتادست

متن شعر کپی شد.