کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳۸ - دل ز اوهام غبارآلودست...

1

دل ز اوهام غبارآلودست

زنگ آیینه آتش ، دودست

2

عمرها شدکه چو موج گهرم

بال پرواز قفس فرسودست

3

طرف عجز غرور ست ابنجا

سجده ها آینه مسجودست

4

معنی شهرت عنقا دریاب

شور معدومی ما موجودست

5

گر شوی محرم انجام طلب

نقش پا آینه مقصودست

6

غنچه گل کن که درین عبرتگاه

خنده را چاک گریبان سودست

7

بر دل کس نخوری از دم سرد

وعظ بی جا همه جا مردودست

8

زخم دل ضبط نفس می خواهد

غنچه را بستن لب بهبودست

9

تشنه مردند، شهدان وفا

آب شمشیر تو خون آلودست

10

بیدل از هستی موهوم مپرس

ساز بنیاد نفس نابودست

متن شعر کپی شد.