غزل · بیدل دهلوی
غزل شماره ۶۴۷ - قابل نخل ما بر دگرست...
1
قابل نخل ما بر دگرست
گردن شمع را سر دگرست
2
سر به گردون فرو نمی آربم
این هواهای منظر دگرست
3
کشت اقبال معصیتها سبز
ابر ما، دامن تر دگرست
4
از دم واپسین خبر جستم
گفت این دور ساغر دگرست
5
خواجه در هر لباس گرداندن
چون تامل کنی خر دگرست
6
با حریصان عجوز دنیا را
زن مخوانید شوهر دگرست
7
عالمی را چو شمع حسرت خورد
وضع خمیازه از در دگرست
8
راست بر جاده جنون تازند
موی ژولیده مسطر دگرست
9
راحت از وضع سایه کسب کنید
پهلوی عجز بستر دگرست
10
نامه ام فال بین قاصد نیست
رنگ اگر بشکند پر دگرست
11
به کجا سرنهم که چو ن زنجیر
هر دری حلقه در دگرست
12
بیدل آگه نه ای ز ضبط نفس
گره رشته گوهر دگرست