کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸۳ - کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست...

1

کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست

هرجا مژه بلندکنی بارگاه اوست

2

دل را برون زخود همه یک گام رفتنی ست

گر برق ناله نیست نگه شمع راه اوست

3

اقبال خاکسار محبت ز بس رساست

گرد شکسته نیز درتن ره کلاه اوست

4

ای بی خبر ز صافدلان احتراز چیست

زنگی ست آنکه آینه روز سیاه اوست

5

تا راه عافیت سپری ، مشق عجزکن

آتش همان شکستن رنگش پناه اوست

6

از ریشه کاری دل وحشت ثمر مپرس

هرجا، ز خود برآمده ای هست ، آه اوست

7

زان دم که مه به نسبت رویت مقابل است

باریکی هلال لب عذرخواه اوست

8

مشکل که دل شکیبد از آیینه داریش

خورشید هم ز هاله پرستان ماه اوست

9

حسرت شهیدی ام به هوس داغ کرده است

در خاک و خون سری که ندارم به راه اوست

10

امشب عیار حسرت بیدل گرفته ایم

هر اشک بوته ای زگداز نگاه اوست

متن شعر کپی شد.